از امام خمینی ره

در میکده رندان همه در یاد تو مستند

با ذکر تودر بتکده ها پر سه زنانند

ای دوست دل سوخته ام را تو هدف گیر

مژگان تو و ابروی تو تیر و کمان استو

ای جان جهان به تار موی تو اسیر

گر بسته موی تو نباشم چه کنم

چشم خراب دوست خرابم نموده است

آبادی دو کون به قربان این خراب

 

 

:از سایت دیوانگانحسین ع گفته های همسر محترم سید ذاکر



دلم امشب تنگ است , تنگ چشمان پر از مهر و سراسر عشقت , تنگ لب های پر از زمزمه ات و صدایت که غریب است هنوز .
جان به قربان نفس های پر از درد و گلوی زخمت , ... بستر سرد جدایی به کدامین ساعت همه ی هست مرا ویران کرد ؟ گل من ... جان ز تنم رفت همان لحظه که تو جان به آغوش ملک بسپردی و بهارم خشکید به همان خس خس آخر که ز حنجر برخاست . نفست بوی حسین داشت در آن اشهد اخر به علی .
عمر من ... فکر نکردی دل من تاب ندارد , ز غمت میمیرد ؟
روز من رنگ شب است و شب من بی مهتاب , آسمانم ابریست و تو بوی باران و همان یاد نگاه تو , مرا خواهد کشت که چه مظلوم به بی رحمی و حرمت شکنی ها نگریست .
همه ی هستی من ... روز ها می گذرد و برایم به نشانت سنگیست که شده سنگ صبورم به جوانی و غریبی . قلب من می شکند و تو خود می دانی که غمت , سخت گران است و من میمیرم , به تمام صبری که تو یادم دادی .
دل به یادت دادم , نفسم تنگ شد و بند آمد , باورم نیست هنوز , که تو رفتی و نمی آیی باز . شده ام بیگانه با جهان بودن , ای همه زندگی ام ... نیست دگر تاب مرا که من و تنهایی عاقبت خانه نشین و تو سفر کرده از این دنیایی .
دست دل تنگی ام اینک , میزند چنگ بر آن پرچم سبز مزار پاکت , که ندارم آرام و جگرسوز نشینم سر خاکت , به خیالم که نشسته ای مرا رو در رو , میکنم درد دل و از عطش دیدن تو بی تابم .
همسرم , هم نفسم ... موج مظلومیت و غربت تو , کشتی صبر مرا میشکند که تو را هیچ کس از روح بلندت نشناخت . کاش یک بار فقط ... کاش یک بار فقط ... درد دلت میگفتی تا نگیرم آتش از تمام ظلمی که تو را دلخون کرد , ولی تو ... راه زبیراهه نهان می کردی , که نفهمند دلت پر درد است و چه آرام گذشتی به شبی از همه ی تاب و تب دنیایی ونهادی به جوانی , آرزوهایت را .
همه ی دلخوشی ام ... غم چشمان تو را با همه جان می خواهم . غربت اشک تو در حلقه ی چشمانت را و تپش های دل بی تابت که تب عشق تو را معنا کرد و مرا درس محبت آموخت . تو میان قلبم خانه داری , پس من , تو رو از هر نفس باد صبا می شنوم . آخرین حس نگاه من و توست که به جا می ماند .

یک شبی آرام از پیش نگاهم می روی
دل به مولا داده ای از عشق مولا می روی
می روی تا روی او بینی , دلت بی تاب او
شهد عشق او چشیده بی سر و پا می روی

سید جواد ذاکر

سلام بر روح مقدست ای عاشق امام حسین ع

میخواستم سر مزارت بیایم ولی نشد غمگین وافسرده بودم در عالم خواب سر مزارت آمدم از دور پرچم های سبز زیادی را کنارت دیدمنزدیکتر شدم گلهای زیبای فراوانی روی قبرت روییده بودندگلها را نگاه می کردم گلهای به آن زیبایی هرگز ندیده بودمچه باشکوه بین آنهمه گل خوابیده بودی در آن حال وهوا بودم که سر وصداهایی شنیدم دقت کرم ببینم چه خبر شده دیدم عده ای آمده اند قبر ترا از زمین بلند کنندو در اوج وبالاوبالا ببرندتا هرکس از هر جارد میشود آنرا ببیندتا در تاریخ برای آیندگان بنویسندکه وابستگان به اهلبیت ع همیشه جاویدند و در اوج

وچه زیبا گفتی عشق یعنی سر گذاشتن روی زانوی حسین ع