نامه ای برای امام رضا ع

به نام خداسالها یدور در آن مکان که همسر و فرزندانم در خواب بودند ومن در اطاق تنهایی خود دعای کمبل می خواندمو می گریستم . دلم یهو بهونه تورا کرد وتو دیدی به خانه ما آمدی ؟ وچه بزرگوارانه ودلسوزانه به من می نگریستی ومن تو را دیدم چه با شکوه و پر ابهتومن تمام مهربانی را در قامت زیبای تو دیدم  وعشق تو را که قبلا هم خوابم  آمده بودی در قلبم پرورش دادمتا پر بار وپر شدوتمام زندگیم رادر بر گرفت و همیشه یکهو دلم بهو نه تو را می کردو تودیدی که به خانه ما آمدی گرم ومهربان خودم دیدم به خانه ما آمدی وروی سر من که خواب بودم ایستادی وبا مهر تمام به من  نگریستی ولی تو دیگر چرایهو باز به خانه ما نیامدی ؟وقتی دلم یهو بهونه تو را می کرد چرا تو دیگر به خانه ما نیامدی؟ وقتی آن ظالم بما ستم کردو خانه را به ظلمتکده تبدیل کردچرا به خانه ما نیامدی ؟وقتی فرزندم مظلومانه مرد و کسی نبود او را دفن کندچرا دیگر به خانه ما نیامدی ؟وقتی مهر از خانه ما پر کشیدپدر  ورفت وفقر وجدایی و تنهایی جای آن راگرفت چرا دیگر یکهو به خانه ما نیامدی ؟وقتی دوستان شفیق نا رفیق شدند ورفتند وتنها در هول و هراسهاماندم چرایکهو یکدفعه به خانه ما نیامدی ؟وقتی برادران و خواهران هم با تمام مهری که به آنها داشتم یهو رفتند وبه غریبه ها پیوستند چرا یهو به خانه ما نیامدی در اوج تاریکی ها وتنهاییها و تباهی ها بارها دلم یهو بهونه تو را می کردوتو چرا ؟دیگر به خانه ما نیامدی ؟چون زندگیم عوض شده بودوبد شده بودم شاید از من قهر کردی ولی  همیشه دلم یهو بهونه تو را می کردوچراتو دیگر حتی به خواب من نیامدی ؟دلم همیشه هوای تو را می کرد و شیطان همیشه به من می گفت دیدی کمکت نمی کنن؟یک عمر دلت را به این حرفها خوش کرده بودی؟   دیدی چقدر خاموشند وتو گرفتار بلاومن با زحمت خود را از شیطان بیرون می کشیدم ویواشکی مسجد حاج شهباز خان ومسجد امیر وصحبت های آقای اصفهانی وانصاریان یهو مرا هوایی می کردبازدلم هوای تو را می کردولی تو دیگر به خانه ما نیامدی شیطان هم بیکار نیود وسوسه هایش مرا به ستوه آورده بودند چون افکارم در تمام وجودم ریشه دوانده بود مانع از انحرافم میشد وحرف شیطان را پذیرا نبودم یکروز یهواز من خواست افکارم را عوض کنم تا اجرای دستورات او برایم آسان شودو باز هم دلم یهو بهونه تو را کرد وتو دیگر به خانه ما نیامدی دلم یهو به طرف شما کشیده میشد انگارریسمانی از قلب من به سوی شماکشیده شده بودویا بر عکس یهو دلم هوای تو را می کرد ودیدی یکشب یهو دلم بهونه تو را کردوتو به خانه ما آمدیودی من چقدر شاد شدم و شگفتم واز شادی با تمام قد بلند شدم در حالیکه خیس عرق شده بودم و می لرزیدم فریاد زدم امام رضابه خانه ما آمدودیدی به خانه ما آمدی با شکو ه و وقار ومن تو را دیدم چه مهربان

ومن به القاءات شیطان فکر کردم که آیا شما مرا کمک نکردید و مرا در مشکلات تنها گذاشتید؟ روز ها و شبها فکر کردم نتیجه عکس آنرا گرفتم شما اهلبیت گویا تر وزنده تراز هر کسی هستید 

 

 

 

 

 

 

 

 

رنگین کمان زندگی

کمان زندگی  (دفعات بازدید: 121 بار)
0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
sedigha_672001@yahoo.com
کاربر نیمه فعال
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 65


ديدن مشخصات
« : جولای 14, 2007, 12:11:35 pm »

[اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
 سلام یک داستلن زندگی میخو ا م براتون بنویسم امیدوارم مورد توجه قرار بگیرد به نام خدامنظور از نوشتن اینمطالب  چند هدف است 1  مروری بر فرهنگ بعضی از مناطق کشورمات  ونقد آن واثرات مخربمرهنگی که  بیشترروی تعصب و سنت های غلط مردمان بعضی ازمناطق کشورمان است که سالها بر خانواده های آن مناطق حلکم بوذه وحتی امروز هم با کم وزیاد آن هست  2- ازدواج های اجباری وتبعات منفی آن در آیندهای که آن اجبار کنندگان دیگر نیستند ورخ در نقلب خاک کشیدند وبحرانهایزندگی بیشتر دامن زنان ودختران جامعه  ما  را میگیرد وآنها را با خطرلت شدید مواجه می کند 3- تفکیک بین احکام مترقی ونو رلنی اسلام با خرافات  وسنت های غلط  به خورد جامعه بخصوص زنان دادن5- حقوق زن از نظر اسلام4-بجای مبارزه با معلول وپدیده های اجتملعی که  ریشه دوانده است با علت ها بر خورد شود به امید آن روزی که حق انسان چه زن وچه مردچه کودکب رسیت شناخته شود هما نطور که اسلام به ما یاد داده    برای لمروز بس است جلسات دیگر اصل داستان را شروع م کنم به خواست خدا متشکرم
« آخرين ويرايش: جولای 14, 2007, 11:00:19 pm توسط sedigha_672001@yahoo.com » خارج شده است
sedigha_672001@yahoo.com
کاربر نیمه فعال
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 65


ديدن مشخصات
« پاسخ #1 : جولای 14, 2007, 05:03:13 pm »




سلام خسته نباشید.   پپپ

سوره حجرلت را می خواندم  وروی معنی سوره ها تفکر می کر دم  چون من حپخواندن سر سری را دوست ندارم.یک دفعه مغزم جرقه ای زد .شروع کنم به نوشتن هر چه در دلم - در ذهنم- در قلبم - انباشته شده بنویسم داستان - قصه -رمان-نکات اجتملعی -سیاسی نمی دانم فقط می خواهم بنویسم از همه چی از همه کس  از همه جا از نحوه تفکر وفرهنگ شهری  که در آن به دنیا آمدم  بزرگ شدم و زندگی کردم . بل غمها و شادیهای مردمش آشنا شدم با نا کامی ها ومحرومیت هایشان خو گرفتم حقوق زن و کو دک را در آن دیار چگونه دیدم .ظالمانه - عادلانه انسانی یا خیر اینها سوال هایی است که می خواهم در این نوشته ها به آن پاسخ دهم.    من در کودکیدر خانوادهای عجیببه دنیا آمدم.ورشد کردم چه رشدی؟:بعد وقتی بزرگتر شدم . بار ها و بار ها از مادرم شنیدم.وقتی من به دنیا آمدم.به جرم دختر بودن من-او را از خانه بیرون انداخته انددر آن زماندر بعضی مناطق .داشتن پسر را به   دخترترجیح میدادند اکنون هم در بعضی فرهنگ ها همینطور است   ومدتها بعد آشنایان ودوستلن پدر و مادر  نو جوانم را     آشتی دادند ولی همیشه به خاطر بدنیا آوردن دختر  لوموردسرزنش  وتحقیرقرار می گرفته پدر و مادرم در یکی از روستل هلی کر مانشاه  نو جوانی خود را گذرانده بودندوتا خواستند به مرحله جوانی برسند .ازدواج اجباری کرده بودند               بقه جلسه بعد متشکرم                 
خارج شده است
sedigha_672001@yahoo.com
کاربر نیمه فعال
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 65


ديدن مشخصات
« پاسخ #2 : جولای 14, 2007, 05:22:52 pm »

به نام خدا    سلامباز هم ازدواج اجباری در آن فرهنگ همیشه پدر حاکم بود وبقیه بردهمادرم 12 سال داشته و پدرم 15 سال باغهایشان نز دیک هم بوده با هم پدرانشانبا هم کار کشاورزی مشترک داشتند. مادرم را برلی پدرم خواستگاری می کنند وموافقت میشود مادرم همیشه می گویدمن هر وقتبا پدرم به باغ میرفتم و علی را می دیدم از او بدم می آمد هر کاری می کرد مورد نفرت من بود  واین نفرت همیشه ادامه داشت حتی وقتی زن او شد ووقتی بچه های متعدد به دنیا آورد و سالها با او زندگی کرد تا پیر شدو از دنیا رفت بعد از مرگ پدر نیز نفرت ادامه دارد در لا بلای سخنان مادرهمیشه لین نفرت رامن احساس میکنم         


نهیتا اتوبوسی پیدا میشود پدرم جلو اتوبوس را می گیرد که ما پول نداریم .ما را به کرمانشاه برسان . آنجا به شما.پرداخت می کنم . دایی های پدرم در کرمانشاه کار خانه چوب بری وسیعی داشتند.وبسیار هم متمول وسر شناس بودندوپدرم مدتها برای آنها کار.  کرده بودوپدر قصد داشت به کرمانشاه که رسید طلب خود را بگیرد  ویک زندگی ساده و سالم برلی خود وخانوادهاش تهیه کند اتوبوس قبول نکرد راه افتاد .اتوبوس بعدی و بازهملتوبوس سوم تا اینکه با اتوبوس سوم به تفاهم رسیدند  وآنها سوار شده وبعد از 3 ساعت بهمقصد رسیدند   منزل دایی رفتند   محل سکونت محقرانه ای به آنها داده شد   از آن روز هامادرم برایم خیلی گفته  که چه سختی هایی کشیده  پدرم مقداری از طلبش را می گیرد و کار هم میکند پولی جمع می کند ومسکنی مستقل برای خانوادهاش تهیه کرده بعد از مدتی مادر شوهر وپدر شوهر و برادر شوهروهمه به آنها پیوستند  ودر آن خانه بزرگکه برای همه جا بود ساکن شدند باز سختی های مادر ودخالتهایخانولده شوهر شروع شد عمو وعمه هم ازدواج کردند ودر آنجا ساکن شدند  خانه بزرگ بودشاید هزلر متر شاید بشتر  اطاقهای بزرگ  ومستطیلی شکل داشتدر هر اطاق یک خانواده ساکن می شدند   سرویس های نظافت مشترک بودند  زیر اطاقها انباریهای  بزرگی بود  که به آنها زیر خان می گفتند  من همیشه از آن زیر خانها می ترسیدم  فکر می کردم  آنجاها همیشه پر از جن وپری وروح است  .فکر کردن به آن محیط  هم دل مرا می لرزاندهمه با هم بودیم در غمها در شادیها  پدر بزرگم مرد خوبی بود مظلوم وآرامکمبود محبت پدر را با او جبران می کردیمدر او خشونت اصلا ندیدم  . فکر کنم خشونت پدرم به دایی هایش رفته بود .            

24/ 4 / 86- فاطیما  از تهران        
خارج شده است
sedigha_672001@yahoo.com
کاربر نیمه فعال
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 65


ديدن مشخصات
« پاسخ #4 : جولای 20, 2007, 06:32:04 pm »

سلام 

بنام خدا 

مادر بزرگم   زود  ترفوت کرد   بعد از او  پدر بزرگم  سالها زندگی کرد   او هم  در یکی از آن اطاق بزگها  تنها زندگی میکرد  ومن دوستداشتم  همیشه  شبها  دراطاق اوبخوابم وقتی ئبا سواد شدم  برای  او کتابهای  تاریخی  مانند مختارنامه  وحسین کرد وکتابهایمذهبی مخوانم واولذت مبرد  عمه ام هم در یکب از آن زیر خان ها زندگی می کرد وهمیشه  به قول خودش با جن وپری  ها دست وپنجه نرم میکرد   او هم بچه های زیادی داشت   7 تا بچه قد ونیم قد زندگی فقیرانهای داشتند  ولی پدر من هر چه داشت بین همه تقسیم میکرد هر نوع غذایی داشتیم  تا سهم آنها را نمی داد خودش وما لب نمیزدیم  برای عمو وبچه های او هم همینطور بود   واین مساله همیشه باعث اعتراض مادرم بود  ولی رودر رو جات اظها ر نظر نداشت    ولی پشت سر تا می توانست  از خانواده پدرم پیش ما بد میگفت  ولی ما بچه ها  که به هفت نفر  رسیده بودیم   روح بزرگی داشتیم  وتحت تاثی بد گوییهای مادر قرار نمی گرفتم  وخانواده پدر را  دوست داشتیم  گر چه پیش مادر اظهار نمی کردیم   عموی من هم صاحب 7 تا بچه شده بود  یک ازدئاج دوم هم کرد از او هم صاحب  6تا بچه شد  شاید باور نکنید که اینهمه در یک جا زندگی کنند  ولی باور کنید همینطور بود امزوز مدم تعداد فرزدان را کنترل می کنند ولی آن زمان اینطور نبود خاله ها ودایی های زیادی دلشتم آنها هم به شهر آمدند وساکن شدند  همن طور پدر ومادر ماادرم    زندگی  باا زیبا ییا وزشتی هایش ادامه داشتبه مدرسه میرفتم  چه  عالمی داشتم   مذرسه معاضد  توی یک کوچه طولانی  بود  که پیاده می رفتم و می آمدم  دو  سه تا  بیشت دوست  نداشتم  چون داشتن دوستان زبد به یک عواملی نیاز دارد یک پول دار بودن خانواده که مورد توجه اولیا مدرسه قرار می گیری  وبچه ها هم طبیعتا با آ دم دوست می شوند  دو لباسهای زیتا و مرتب پوشیدن که من نداشتم    سه   سر و زبان داشتن   وکلا اجتماعی بوذن که من شدیدا منزوی بودم وبیشتر سکوت می کردم ولی هر گز هم دوست نداشتم  مانند آن سه گروهی که نام بر دم با شم گاهی هم دلم به حال آنها می سوخت که به این چیز ها دلخوشند  در میط خانه به من بها نمی دادند شاید هم تعداد زیاد بچه ها باعث شده بود  نا خود آگاه احساس حقارت پنهاندر انسان به وجود می آید       29  /4   /  86
خارج شده است
صفحه: [1]   بالا
  چاپ صفحه  

عکسهایی از سید جواد ذاکر

sedigha.persiangig.com

روانشناسی

sedigha_672001@yahoo.com
کاربر نیمه فعال
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 65


ديدن مشخصات
« پاسخ #20 : آگوست 18, 2007, 05:24:30 pm »

امروز ارزش خود را صد برابر خواهم کرد    

دور دستی اهدافم در حیرت نگاهم نخواهد داشت  گر چه ممکن است پیش از دسترسی به آنها بار ها بلغزم  لغزیدن و فرو افتادن  ذر راه نگرانم نخواهد کردوو دو باره بر خواهم خاست  همه انسانها  باید اغلب فرو افتند تا سر انجام به سر منزل مقصود رسند  تنها یک کرم از نگرانی لغزش آزاد است  من کرم نیستم  من بوته پیاز نیستم  من انسانم  بگذار دیگران با گل رس خود دخمه ای بسازند  من قصری بر پا خواهم کرد امروز ارزش خود را صد برابر خواهم کرد وهمچنان که آفتاب باید زمین را گرما بخشد تا دانه گندم شکوفا شود  این کلمات نیز زندگیم رانیرو خواهد بخشید ورویا هایم را تحقق خواهد داد  هر کاری را دیروز کرده ام امروز بهتر انجام خواهم داد  از کوه امروز با نهایت توانم بالا خواهم رفت و فردا از امروز بالا تر خواهم رفت  و روز بعد از فردا بالا تر  پیشی گرفتن از دیگران مهم نیست  ;,6ی پیش تر رفتن وبهتر کردن اعمال خودم مهم است امروز تلاش خود را صد برابر خواهم کرد    یا علی مدد
خارج شده است
خلوص نییت
مشاور ارشد
کاربر فعال
***
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 102


ای ایران ای مرز پر گهر ای خاکت سر چشمه هنر


ديدن مشخصات
« پاسخ #21 : آگوست 18, 2007, 05:53:58 pm »

بچه ها من يه آروز دارم اونم مرگه خواهش ميكنم برام دعا كنيد من زودتر بميرم اصلا همين الان همين لحظه

ديدن مشخصات
« پاسخ #21 : آگوست 18, 2007, 05:53:58 pm »

بچه ها من يه آروز دارم اونم مرگه خواهش ميكنم برام دعا كنيد من زودتر بميرم اصلا همين الان همين لحظه
خارج شده است

هر چیزی که میدرخشد طلا نیست.....
sedigha_672001@yahoo.com
کاربر نیمه فعال
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 65


ديدن مشخصات
« پاسخ #22 : آگوست 23, 2007, 05:31:02 pm »

سلام 

همچنان  که باد گرم دانه گندم را می پالاید همان بادها صذای مرا به سوی آنان که گوش خواهند سپرد می برد و کلماتم اهدافم را اعلام می کند  آن گاه که بر زبان آمدند دیگر جرات نخواهم کرد باز پس گیرمشان که مبادا بی اعتبار شوم  من راهنمای خود خواهم بود و گر چه همه شنوندگان به گفته هایم پوز خند بزنند  برنامه های مرا خواهند شنید ورویا ها یایم را خواهند شناخت  براستی راه گریزی برای من نخواهد بود تا آنگاه که کلماتم صورت اعمال موفقیت آمیز گیرد امروز ارزش خود را صد برابر خواهم کرد گزینش هدفهای پست وآسان جرمی وخشتناک است که از آن پرهیز خواهم کرد آن کاری را خواهم کرد که یک شکست خورده جرات انجام آن را ندارد همیشه بیش از توانم تلاش خواهم کرد   یا علی مدد
خارج شده است
sedigha_672001@yahoo.com
کاربر نیمه فعال
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 65


ديدن مشخصات
« پاسخ #23 : آگوست 24, 2007, 05:52:16 am »

 به نام خدای یکتا     
امروز ارزش خود را صد برابر خواهم کرد

هر گز از کار کرد خود راضی نخواهم بود همیشه به محض دسترسی به اهدافم  اهداف با لا تری را در نظر خواهم گرفت  همیشه خواهم کوشید ساعت بعدی را از این ساعت بهتر کنم  همیشه اهدافم را به دنیا اعلام خواهم کرد  ولی هر گز از موفقیت های خود مغرور نخواهم شد و آنها را جلوه نخواهم داد  به جای آن  بگذار دنیا با تحسین به من نزدیک شود و امیدوارم آن اندازه فروتن باشم که فروتنی پیشه گیرم  امروز ارزش خود را صد برابر خواهم کرد یک دانه گندم وقتی صد بار ضرب شود صد خوشه گندم حاصل  خواهد  داد  این افزایش را صد مرتبه کن  ده بار  و حاصلش تمام شهر های دنیا را تغذیه خواهد کرد  آیا من بیش از یک دانه گندم نیستم ؟؟؟؟؟؟؟؟ امروز ارزش خود را صد برابر خواهم کرد  و آن گاه که این کار انجام شود  دو باره چنان خواهم کرد  و دگر بار  و تعجب و تحیر  از بزرگی من پدیداز خواهد شد آن زمان که این کلمات در من صورت واقعیت گیرد    یا علی مدد
خارج شده است

به نام خدا 

من بزرگترین معجزه طبیعتم

از آغاز تا کنون هرگز موجود دیگری با مغز  قلب  چشمها  گوشها  ذستها  موها ودهان من نبوده است  نه آن کسانی که دیروز بوده اند ;,102 نه آن کسانی که امروز هستند  ونه آن کسانی که فردا خواهند  بود می توانند درست مانند من راه بروند وسخن گویند  حرکت و فکر کنند  همه انسانها برادران وخواهران من هستند با این حال من با هر یک از آنان فرق دارم  من موجودی خاص هستم  من بزگترین معجزه طبیعتم   

 یا علی مدد
خارج شده است
sedigha_672001@yahoo.com
کاربر نیمه فعال
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 65


ديدن مشخصات
« پاسخ #25 : آگوست 27, 2007, 12:35:41 am »

به نام خدا

من بزرگترین معجزه طبیعتم

گر چه از قلمرو حیواناتم . علایق حیوانی به من رضایت نمی بخشند  . درون من شعله ای می سوزد که از نسلهای بی شماری به یادگار رسیده و حرارت آن لحظه ای روحم را آسوده نمی گذارد تا بهتر از آن چه هستم شوم  و خواهم شد     این شعله نا خرسندی را  خواهم دمید وفردیت خاص خود را به دنیا اعلام خواهم کرد  هیچکس نمی تواند نقش قلم موی مرا تقلید کند  هچکس نمی تواندشبیه من کنده کاری کند
هیچکس نمی تواند چون من بنویسد  هیچکس نمی تواند کودکی چون فرزند من به دنیا آورد  ودر حقیقت  هیچکس  مانند من نمی تواند با خدا مناج ت کند از این پس فردیت خود را برگ برنده ای خواهم شمرد زیرا چون سر مایه ای است که باید تا حد اکثر بازده آن توسعه یابد      من بزگترین معجزه طبیعتم      

یاعلی مدد
خارج شده است
sedigha_672001@yahoo.com
کاربر نیمه فعال
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 65


ديدن مشخصات
« پاسخ #26 : آگوست 31, 2007, 07:12:05 pm »

به نام خدا
من  بزگترین معجزه طبیعتم 
بیش از این برای تقلید از دیگران تلاش نخواهم کرد  به جای آن فردیت خاص خود را جلوه خواهم داد      بله آن را چون متاعی بی همتا عرضه خواهم کرد   اکنون تا کید بر تفا ئتهای خود را با دیگران آغاز می کنم :تشابه ها را پنهان خواهم کرد . من یک مخلوق خاص هستم  . من بی نظیرم  ودر همه بی مانندی ها ارزشی نهفته است  بنا بر این من ارزشمندم  من حاصل نهایی یک تمدن چندین هزار ساله ام   بنا بر این مغز من وجسم من استعداد وتوانی بیش از همه امپرا طوران و انسان های خردمندی که پیش از من بوده اند دارد {غیر از پیامبران  . امامان و اولیا  و مجتهدین عادل}پس خود را ارزان نمی فروشم من لایق بهشتم من لیاقت یافته ام با خدا مناجات کنم  من لیاقت آنرا یافته  ام از خدا وپیامبران وامامن ومجتهدین اطاعت کنم وارزش خود را چند برابر کنم 
یاعلی مدد
خارج شده است
sedigha_672001@yahoo.com
کاربر نیمه فعال
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 65


ديدن مشخصات
« پاسخ #27 : سپتامبر 04, 2007, 01:07:42 am »

به نام حدا   
اما تواناییهایم   فکر  قلب  وبدن من راکد خواهد ماند  خواهد گندید  وخاک خواهد شد مگر آنکه از آنها به نحو احسن استفاده کنم  من توان باالقوه نا محدودی در اختیار دارم  تنها بخش اندکی از مغز خود رابه کار می اندازم :تنهاااندکی از عضلات خود را به حرکت می آورم  صد مر تبه یا بیشتر می تولنم کارایی  دیروز  روز خود را افزایش دهم و چنین خواهم کرد  از امروز  هر گز از موفقیت های دیروز راضی نخواهم بود  و بیش از این در خود ستایی برای کار هاییکه در واقع کوچکتر از آن هستند که ارزش یاد آوری داشته باشند خود را گول نخواهم زد  متوانم بسیار بیشتر از آنچه تا کنون کرده ام انجام دهم  وچنین خواهم کرد  چرابایدمعجزه ای که مرا به وجود آورده باتولد من خاتمه یابد؟ چرا نتوانم آن معجزه را در اعمال امروز خودبگسترانم وبه کمال درخشندگی رسانم؟؟؟؟؟؟من بزگترین معجزه طبیعتم  پدیدار شدن من روی این سیاره اتفاق نبوده  من برای مقصودی اینجا آمدم وآن مقصود  رشد کردن من وتبدیل شدن به یک کوه است نه پس رفتن وبدل شدن به دانه ای شن  از این پس تمام تلاشم را به کار خواهم گرفت تا بلند ترین همه کوها شوم وآنتوانایی بالقوهرا که در اختیار  دارم به کار اندازم تا حدی که ازشدت فشار به فریاد در آید 
یاعلی مدد
خارج شده است
sedigha_672001@yahoo.com
کاربر نیمه فعال
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 65


ديدن مشخصات

به نام خدا
به آگاهی وشناختم در باره انسایها  وخودم خواهم افزود  تمرین خواهم کرد وبهتر خواهم شدوبه پالایش اعمال و کلماتم خواهم پر داخت همچنن پیوسته کند و کاو خواهم کردتا رفتار و متانت خود را بهتر وپسندیده تر کنم زیرا آنها مغناطیسی هستند که همه چیز وهمه کس را به خود جلب می کنند  من بزگترین معجزه طبیعتم  چشمهایی به من داده اند که ببینم  مغزی داده اند که فکر کنم وبه کمک آنها اکنون یک رمز بزرگ زندگی را در یافته ام  سر انجام پی برده ام که تمام مشکلاتم  تمام یاس ها ودردهایی که در قلبم حس می کنم  در حقیقت  امکاناتی بزرگ با ظاهری دگر گون هستند  ظاهر آنها بیش از این مرا به اشتباه نخواهد انداخت زیرا چشمهایم گشوده وذهنم آرام است  به دیگر سوی آنها نگاه خواهم کرد و گمراه نخواهم شد من بزگترین معجزه طبیعتم  هیچ حیوان  هیچ گیاه  هیچ باد  هیچ باران  هیچ سنگ  هیچ در یا چه ای پیدایشی مانند من نداشته زیرا وجود مرا با عشق بنیاد نهاد ه اندو برای مقصود خاصی به دنیا آورده اند  در گذشته به این حقیقت توجه نکردم اما از این پس این حقیقت زندگیم را شکل خواهد داد وهدایت خواهد کرد من بزگترین معجزه طبیعتم  و طبیعت شکست نمی شناسد  طبیعت سر انجام  در هر کاری پیروز می شود ومن نیز چنین خواهم شد  وبا هر پیروزی  مبارزه بعدی آسان تر خواهد شد  . از این به بعد عبادت خدا را بیشتر خواهم کرد  زیرا من مو جودی بی نظیرم  در ما ه شعبان مناجات با خدا را ارج خواهم نهاد  من بزرگتری معجزه طبیعتم 
یا علی مدد
خارج شده است
sedigha_672001@yahoo.com
کاربر نیمه فعال
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 65


ديدن مشخصات
« پاسخ #29 : سپتامبر 07, 2007, 01:02:52 am »

به نام خدا 
این روز را با قلبی سر شار از عشق خوش آمد خواهم گفت  این بزگترین راز موفقیت در تمام ماجرا های زندگی است  عضله می تواند سپری یا دیواری را بشکافد  وحتی زندگی را نابود کند  ولی تنها قدرت نا دیدنی عشق می تواند قلب انسانها را  بگشاید  وتا زمانی که استاد این هنر نشده ام چیزی بیشتر از یک موجود زنده نخواهم بود  عشق را بزرگترین اسلحه خود خواهم کرد  وبه دیدار هر کس روم در برابر نیروی آن بی دفاع خواهد بود  مردم ممکن است استد لالهایم را رد کنند  :ممکن است سخنم را با ور نکنند : ممکن است ظاهرم را نپسندند:ممکن است از چهره ام خوششان نیاید  : ممکن است در همه زمینه ها با من با با سو ظن رفتار کنند   : با این همه  عشق من قلب ها را ذوب خواهد کرد همچنان که پر تو خورشید سرد ترین گل کوزه گری زا نرم می کند  این روز را با قلبی سر شار از عشق خوش آمد خواهم گفت  و چگونه چنین خواهم کرد ؟از این پس به همه چیز با عشق خواهم نگریست  وبار دیگر به دنیا خواهم آمد  خورشید را دوست دارم چون اسنخوانهایم را گرم می کند  ولی باران را نیز دوست دارم چون روحم را می پالاید  روشنایی را دوست خواهم داست زیرا را ه را به من می نمایاند   ولی تاریکی را نیز دوست خواهم داشت چون ستاره ها را نشانم می دهد  شادمانی را خوشامد گویان در آغوش خواهم گرفت  چون قلبم را وسعت می بخشد  ولی با غم نیز برد بار خواهم بود چون روحم را می گشاید  حاصل تلاشم رابا خاطری آسوده خواهم پذیرفت زیرا حق من است : با این حال تهی دستی و موانع را نیز پذیرا خواهم بود زیرا به من امکان مبارزه ودقت عمل میدهد
یاعلی مدد
خارج شده است
صفحه: 1 2 [3] 4 5   بالا
  چاپ صفحه  
 
sedigha_672001@yahoo.com
کاربر نیمه فعال
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 65


ديدن مشخصات
« پاسخ #30 : سپتامبر 09, 2007, 10:45:48 am »

امروز را با قلبی سر شار از عش خوشامد خواهم گفت .
وچگونه سخن خواهم گفت ؟ دشمنانم را با خوشرویی تحسین خواهم کرد  و آنان از دوستانم خواهند شد  دوستانم را تشویق خواهم کرد و آنان برادرانم خواهند شد  همیشه دلایلی برای تشویق و تحسین جستجو خواهم کرد :هگز به بهانه گیری و بد گویی متوسل نخواهم شد  هر گاه وسوسه انتقاد کردن داشته باشم زبانم را گاز خواهم گرفت  هر گاه بخواهم ستایش کنم با صدای  رسا خواهم ستود   آیا چنین نیست  باد  دریا  وهمه مظاهر طبیعت پیو سته آهنگ ستایش خالق خود را می سرایند؟ آیا    نمی توانم با همان آهنگ با مخلو قات او سخن گویم؟  از این پس این رمز سحر آمیز را یاد خواهم  داشت  واین یاد آوری زندگیم را دگر گون خواهد کرد 
یا علی مدد
خارج شده است
sedigha_672001@yahoo.com
کاربر نیمه فعال
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 65


ديدن مشخصات
« پاسخ #31 : سپتامبر 10, 2007, 10:59:50 am »

به نام خدا
 امروز را با قلبی سر شار از عشق خوش آمد خواهم گفت   
و چگونه عمل خواهم کرد ؟تمام انواع انسانها را دوست خواهم داشت     زیرا بی شک هر یک کیفیات و مقامی در خور تحسین دار د    حتی اگر پنهان باشد   با عشق خود دیوار های بد گمانی  ونفرت را که پیرامون قلب خود ساخته اند فرو خواهم ریخت  و پلهایی استوار  جایگزین خواهم کرد  تا شاید عشقم به دل آنان راه یابد   جاه طلب ها را دوست خواهم داشت زیرا می توانند  برایم انگیزه ونماد پیشرفت باشند   شکست خورده ها را دوست خواهم داشت   زیرا به من پرهیز  کاری و احتیاط وثبات قدم می آموزند   پادشاهان را را دوست خواهم داشت زیرا آنان نیز انسانهای عادی هستند   ضعفای نجیب را دوست خواهم داشت  زیرا ملکوتیند   پوتمندان را دوست خواهم داشت زیرا با همه ثروتی که دارند تنها  و بی کسند    فقرا را دوست خواهم داشت زیرا اکثریت سبکبار بشرند   جوانان را دوست خواهم داشت  به دلیل ایمان وامیدی که به آینده دارند    کهن سالان را دوست خواهم داشت  به دلیل حکمت وسازشی که از زندگی آموخته اند    زیبا رویان را دوست خواهم داشت به خاطر چشمان غم آلودشان    زشت رویان را دوست خواهم داشت به خاطر روح صلح آمیز وبرد بار آنان    
این روز را با قلبی سر شار از عشق خوشامد خواهم گفت   
خارج شده است
قاصدک *
همکار انجمن
یه دنگ از سایت به نامشه
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1822


ای شمس آسمان آبی دل من!


ديدن مشخصات
« پاسخ #32 : سپتامبر 10, 2007, 11:04:42 am »

به نام خدا

به نام خدا
 جاه طلب ها را دوست خواهم داشت زیرا می توانند  برایم انگیزه ونماد پیشرفت باشند 
 پادشاهان را را دوست خواهم داشت زیرا آنان نیز انسانهای عادی هستند   


                
خارج شده است



قرب خدا در نفی وابستگي‌هاست
sedigha_672001@yahoo.com
کاربر نیمه فعال
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 65


ديدن مشخصات
« پاسخ #33 : سپتامبر 10, 2007, 09:35:38 pm »
sedigha_672001@yahoo.com
کاربر نیمه فعال
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 65


ديدن مشخصات
« پاسخ #33 : سپتامبر 10, 2007, 09:35:38 pm »

سلام متشکر از  ایمیلتان        مطلبی ننوشته  بودید . ولی همان مطلب شاید اعتراض دارید چرا جاه طلب ها را دوست دارم ؟کارشان را نمی پسندم   بلکه گفتم انگیزه و نماد پیشرفت هستند  گفتم پادشاهان را دوست دارم       ظلمشان را نمی پسندم      بلکه چون انسانهای عادی هستند در حد یک انسان   دوست شان دارم  آخر و عاقبت همه را هم خدا می داند چه کسی دم مرگ با ایمان از دنیا می رود و چه کسی   بی ایمان   ؟ به ایمان وخوب بودن خود هم زیاد نباید مغرور شویم  وهمه را بد بدانیم  بلکه بیندیشیم که خداوند اول همه را خوب  .وبرای خوب شدن  آفریده  من  منظورم  همان خوبی اولیه است
خارج شده است
sedigha_672001@yahoo.com
کاربر نیمه فعال
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 65


ديدن مشخصات
« پاسخ #34 : سپتامبر 12, 2007, 09:15:59 am »

به نام خدا

این روز را با قلبی سر شار از عشق خوش آمد خواهم گفت  اما با اعمال دیگران چگونه بر خورد خواهم کرد ؟ با عشق  زیرا تنها اسلحه من برای گشودن قلب انسانها عشق خواهد بود  عشق  همچنین سپر من خواهد بود برای دفاع در برابر تیر های نفرت ونیزه های خشم .مخالفت وبیزاری با سر سختی  به سپر من خواهند کوبید وبه نرمترین باران بدل خواهند شد  سپرم در همه جا از من حمایت خواهد کرد ودر تنهایی دلجوی من خواهد بود ودر هیجان ناشی از موفقیت به من آرامش خواهذ بخشید  و با استفاده مداوم  هر روز قوی تر می شود وبیش از پیش از من حمایت خواهد کرد   تا روزی که در کمال بی نیازی آن را کنار نهم وسبکبار تر از پیش بین انواع بشر راه بسپارم  و آنگاه که  چنین کنم نام من در بالا ترین جایگاه موفقیت  بشریخواهد درخشید     { حسن ابن علی علیه السلام }نمونه زیبا ترین عشق وعالی ترین عشق به بشریت  سلام عاشقا نه بر او وخاندان طاهرینش که با شکوهترین نمونه عشق ورزیدن را به ما آموخت           آن عاشق تنها و تشنه و با شکوه      حسین ابن علی      که جانهای تمام عالم به فدای  قلب پر از مهرش         به خاطر آن عاشق با شکو ه را هش را هر چه هست ادامه خواهیم داد      و با دشمنان خود  وراهش تا ابد   در ستیز خواهم بود       ستیز با دشمنان او یعنی عشق به همه چیز :  آنها تخریب گر عشقند  کشندگان عشقند    این روز را با قلبی سر شار از عشق خوش آمد

****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 455


امید به شفاعت مولا


ديدن مشخصات
« پاسخ #35 : سپتامبر 12, 2007, 10:26:15 am »

 بسم الله نور
سلام به شما

 من از خداوند متعال عشق روز افزون شما رو به خودش و اهل البیت عصمت و طهارت خواستارم .

ما در روایات هم داریم که طوری زندگی کنید که هنوزه وقت دارید . و طوری عبادت کنید که انگار همین روز رو دارید .

میخواستم خداحافظی کنم . ولی یک مطلب تو ذهنم جرقه زد .

 اینکه این عشق و علاقه اگه واقعاً در خودتون احساس میکنید بدونید این متقابله . یعنی
به نظر من ما بنده ها هیچ نیستیم . عددی نیستیم که بگیم خدا دوستت دارم یا ابراز علاقه به ائمه داشته باشیم
اول اونا هستند که به تناسب اعمال ما ازمون یاد میکنند و اجازه میدن که بنده ها هم تو قلبشون یاد اونا باشن
چون هیچ چیزی بی اراده خداوند اتفاق نمیافته . درسته؟؟؟

پس قدر خودتونو بدونید . قدر عملکردتونو تو مسیر زندگی بدونید و سعی کنید تو مسیری باشید
که همیشه از انوار الهی بهره ببرید . و قلب و روحتون روشن باشه .
این نور همون نور محبته .

خارج شده است
sedigha_672001@yahoo.com
کاربر نیمه فعال
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 65


ديدن مشخصات
« پاسخ #36 : سپتامبر 12, 2007, 02:47:57 pm »

سلام
متشکر از اظهار نظرتان 
بله عشق  : اول از آنهاست   : وعشق ما به آنها باز تاب عشق آنها به ماست
خداونذ شما را موفق بدارد .  وهمه ما را هم توفیق دهد لیاقت عشق آنها را داشته باشیم .
یاعلی مدد
خارج شده است


تعداد ارسال: 65


ديدن مشخصات
« پاسخ #37 : سپتامبر 12, 2007, 03:41:27 pm »

به نام خدا
این روز رابا قلبی سر شار از غشق خوش آمد خواهم گفت  با هر آدمی که دیدار کنم    چگونه بر خورد خواهم کرد ؟تنها به یک طریق  در سکوت  و آ  رامش درون  او را نخاطب قرار می دهم و می گویم :تو را دوست دارم  این کلمات گر چه در دل گفته شوند  در چشمان من خواهند درخشید  چین  ابرو و شکن پیشانیم را باز خواهند کرد  لبخندی طبیعی بر لبانم خواهند آورد  ودر لحن صدایم طنین خواهند داشت :و قلب آن شخص به مهربانی گشوده خواهد شد  وچه کسی خواهد توانست به عرضه کالای من پاسخ منفی دهد  ؟وقتی که غشق مرا احساس کرده باشد  ؟ وبیش از همه   خود را دوست خواهم داشت  زیرا تنها در آن حالت است که خواهم توانست همه آن چیز هایی را که وارد بدن  مغز  روح و قلبم می شوند به دقت بر رسی کنم وبه درستی بر گزینم  هر گز سستی و بردگی در برابر تمنای تنم نشان نخواهم داد  بلکه با نظافت روح وجسم و اعتدال آنها را سالم نگاه خواهم داشت    اجازه نخواهم دادیاس و بد بینی ویا قدرت تمایلات شیطانی  ذهنم را آلوده کنند    و بر عکس  به کمک دانش و حکمت ورهنمود های انبیا و بر گزیدگان خدا بالهای ذهنم را خواهم گشود  هر گز اجازه نخواهم دادروحم تن آسایی وخود مهم بینی پیشه سارد  وبه جای آن با نماز   تلاوت قر آن وذکر مر ا فبه تقویت وتغذیه اش خواهم کرد  تا روزی که در یابد صورتی در زیر دارد هر چه در بالا ستی  هر گز اجازه نخواهم داد قلبم پست وتلخ شود  آن را به روی ذیگران خواهم گشود تا هم خود وسعت یابد هم به زمین گرمی بخشد
یاعلی مدد
خارج شده است
sedigha_672001@yahoo.com
کاربر نیمه فعال
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 65


ديدن مشخصات
« پاسخ #38 : سپتامبر 12, 2007, 09:53:04 pm »

به نام خدا
این روز را با قلبی سر شار از عشق خوش آمد خواهم گفت 
از این پس همه افراد بشر را دوست خواهم داشت از این پس انگلهای بیماری روحی حسادت  تنفر ئ تعصب  را همچون میهمانان نا خواسته ای از رگهایم بیرون خواهم راند و  نیروی آزاد شده از قید آنها را صرف عشق به خدا  و اولیا خدا و بندگان او خواهم کرد   پادشاه و گدا هر دو میمیرند     پس   ثروت وموفقیت و شهرت و قدرت هیچ یک هدف نمی تواند باشد  آنها وسایلی هستند برای انسان کامل شدن    سالم و آزاد زیستن    خوشحال و مرفه بودن         از همه مهمتر            هدف آفرینش را به انجام رسا ندن            یعنی تکامل      که با بالا رفتن از نرد بان انجام واجبات و ترک محرمات میسر می شود  و از راه خدمت به هم نوعان گرفتار و تهی دست  تا شکر نعمتهای حاصل از آن وسا یل نیز بیهوده بر زبان نیاید    بلکه با عمل صورت گیرد    عملی آمیخته با عشق        درود بر پاسداران عشق     درود بر  حامیان عشق      درود بر بسیجیان عشق       ودرود بر مداحان عشق  ودرود بر سید محمد جواد  ذاکر      که  چه  زیبا عشق خدا و اولیا او را آرام آرام در دلها می نشاند      وچه با شکوه    اشکها را به صورتها از عشق حسین ابن علی  علیه السلام جاری می کرد       خدا او را با اجداد طاهرینش محشور کند  و از آن عشقی که او می گفت در دلهای ما هم  شکوفا شود   
یاعلی مدد
خارج شده است
Morteza
یه دنگ از سایت به نامشه
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 521


نادم


ديدن مشخصات WWW

اول 5 تا صلوات واسه ظهور بفرست ..................... فرستادی ................ خب ادامه میدهیمممممممممم


نقل قول
در حقيقت كسي كه داره به شكلي زندگي ميكنه كه گويا روز آخر زندگيشه،
وقتش رو براي نوشتن و گفتن اين حرفا تلف نميكنه...
اون در سكوت، ميره و ميرسه... وقتي رسيد، رسيدنش همه گفتنيها رو ميگه...

به نظرم ایشون در سکوت عمیقی فرو رفتن و اصلا اهل وقت تلف کردن و کثرات نیستن میبینید که هیچ جوابی به کسی نمیدن و خونسردانه!! به نوشته هاشون ادامه میدن   اگه اهل وقت تلف کردن بودن اول به حساب شما میرسیدن!




نقل قول
ضمنا با حلوا حلوا گفتن دهن شيرين نميشه...
قران و احادیث و ... هم همه حرفن!همه حلوا حلوان
منتها شیرین شدن دهن بستگی داره به این که ما چقدر از حس چشایی بهره مندیم!!
شما هم زیادی اهل عملید جناب اندرسون! وقت کردین  یه کم شعار بدید خیلی حال میده ها!!


نقل قول
بقيه اش به خودت مربوطه...
عجب پشتکاری داری ........

من اگه بودم تا الان خودم از طبقه 100 یه ساختمون پرت میکردم پایین   
خب میخوای اخرین روزت باشه چرا اینقدر سرخشی ؟؟؟؟

روانشناسی

به نام خدا

میتوانم  بخندم؟وقتی با شخص یا عملی رویارو میشوم  که چنان می آزاردم  که اشکم جاری میشود یلکه نفرین برزبانم جاری میشود؟؟؟؟؟؟؟؟ ذکری سه کلمه ای را با خود تکرار خواهم کرد   تا به صورت عادتی آن چنان قوی وجاری در آید که هر گاه خوشحالی وخنده  میخواهد از وجودم رخت بر بنددآن عادت بی درنگ ظاهر شود. این کلمات     دستاورد خردمندان اعصار کهن   در هر سختی وگرفتاری یاریم  خواهند کردوتعادل زندگیم را حفظ خواند کرد    آن سه کلمه عبارتند از   این نیز تگذرد   به دنیا خواهم خندید زیرا همه چیزهای دنیا . بی شک روزی   خواهند گذشت. آن هنگام که درد قلبم را سنگین میکند  خود را تسکین خواهم دادکه این نیز بگذرد و آرامش خواهم یافت:آن زمان که از شدت موفقیت باد کنم به خود اخطار خواهم کرد که این نیز بگذرد وقتی اسیر فقر شوم  به خود تسلی خواهم داد  که این نیز بگذرد:وقتی در ثروت غرق شوم به خود خواهم گفت  که این نیز بگذرد بله به راستی کجا هستند آن کسانی که اهرام عظیم مصر را ساختند؟آیا در زیر سنگهایش مدفون نشدند؟وآیا آن اهرام نیز روزی در زیر شنها مدفو ن نخواهد شد؟ اگر همه چیز می گذرد   چرانگران امروز باشم؟؟؟؟؟؟؟؟به دنیا خواهم خندیدددددددددددددددددددد   

فاطیما از تهران

خارج شده است

خوشحال باشم:بلکه آن چنان مشغول

ترجمه دعای ابو حمزه ثمالی

به نام خدا

خدایا

به ما دستور دادی . به آنان که مملوک ما هستند احسان کنیم .وما همه بنده توایم . تن ما رااز دوزخ نجات بده.ای پناه من هنگام گرفتاریم .وای داد رس من هنگام سختیم .به در گاهت ناله می کنم .و دادرسی تو را خواهم و به تو پناهنده ام .وجز تو به کسی پناه نبرم .وجز از تو طلب فرج از کسی نکنم  .به دادم برس و بگشا گره های زندگیم را ای که دستور دادی آزادی اسیر را .وبگذری از بسیاری گناه .وبپذیر از من چیز های  اندک .وبگذر از جرم بسیار  من زیرا تو مهربان و آمرزنده ای .خدایا من از تو ایمانی میخواهم که چیزی که آرزویم است به من بشارت دهد .وازتو یقینی راستین می خواهم .تا بدانم جز آنچه تو برایم نوشتی به من

نمی رسدوخوشنودم کن به همان زندگی که قسمتم کردی ای مهربان ترین مهربانان

یا علی مدد