به نام خدا

کرمانشاه یادش به خیر .آقای اصفهانی .مسجد حاج شهباز خان . هر کدام از این کلمات برای من یک دنیا معنی دارد..کرمانشاه شهر مردمان زحمتکش .ومهربان . ومهماندوست و صمیمی و بس غیرتی .با تعصبات خانوادگی و سنت های کهن . شهر کوچه های پیر وخاکی .شهر محرم و حسینیه جلیلی وجمعیت انبوه .شهر رمضان و مسجد کوچیکه ومسجد مورد علاتقه من حاج شهباز خان وآقای سید صادق شمس واصفهانی و ملیحه الواعظین و نیک نژادپاکان مورد علاقه و عشق من شهر بچگی ودوران مدرسه ام شهر همکلاسهای مبهم و روشن .در ذهنم که در دوران دبستان با هم بودیم .ومعلمان و مدیر آن مدرسه رویایی .مدرسه معاضددر کوچه ای پیر و خاکی دور و دراز که هنوز پا بر جاست .هنوز وقتی از آن کوچه می گذرم .نگاهی به آن می اندازم .ورد میشوم و به جاپاهای دوران کودکیم می نگرم که چه روزهایی پا برکف این کوچه نهادم .آن راه طولانی رابه تنهایی طی کردم تا به مدرسه بعد به خانه رسیدم شش کلاس و شش سال در آن مدرسه درس خواندم ودوره ابتدایی را به پایان رساندم